حسين بن حسن خوارزمي

140

شرح فصوص الحكم

شفاعت ظاهر شد سرّ اوّليت در آخريّت . پس « منتقم » و « رحمان » اوست و معذب و شفيع اهل عصيان او لا جرم بعض واقفان راز هنگام عرض نياز در مخاطبهء او باز گويند ، بيت : گر چه اى دوست رهنماى منى دشمن جان مبتلاى منى گاه دفع بلاى من از تست گاه سرمايهء بلاى منى از تو يابم دواى هر دردى گر چه تو درد بى دواى منى گاه از خزانهء لفظى « من يَشاءُ » گنج بر مفلسان پاشى ، و گاه به وسيلهء « أَقْرَضُوا الله » « 42 » سايل هم تو باشى . بيت : چه پادشاست كه از خاك پادشا سازد براى يك دو گدا خويشتن گدا سازد « باقرضوا الله » كديه كند چو مسكينان كه تا ترا بدهد مال و متكا سازد و أما المنح الأسمائية : فاعلم أن منح الله تعالى خلقه رحمة منه بهم ، و هي كلَّها من الأسماء . فامّا رحمة خالصة كالطيّب من الرزق اللذيذ في الدنيا الخالص يوم القيامة ، و يعطى ذلك الاسم الرّحمن . فهو عطاء رحمانى . و امّا رحمة ممتزجة كشرب الدواء الكره الذي يعقب شربه الراحة ، و هو عطاء الهى ، فان العطاء الإلهي لا يتمكن اطلاق عطائه منه من غير أن يكون على يدي سادن من سدنة الأسماء . چون شيخ - قدّس الله سرّه - فارغ از تقرير تجلَّيات ذاتيه شد ، و از بيان آن چه كلام بدان منجر شد شروع كرد در تقرير تجلَّيات اسمائيه و منح و عطاياى آن ، و گفت : بدان كه عطاى حق خلق را رحمت است از او ايشان را . [ 45 - پ ] يعنى منح و عطايا فايض نمىشود مگر از حضرت الهيّت ، كه مشتمل است ذات و صفات را ، امّا نه [ از ] آن حيثيت بلكه از حيثيت اسماء و صفات ، و آن چه اوّل فايض مىشود رحمت وجود است و حيات ، بعد از آن هر چه تابع اين هر دو باشد از اعطيات . و اين بر سه قسم است : قسمى رحمت خاصه باشد بحسب ظاهر و باطن . و قسمى ديگر رحمت ممتزجه باشد . و اين يا در ظاهر رحمت باشد و در

--> « 42 » س 57 ى 18 .